تبليغاتX
بزم خموشان






درد و دل


آثار


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

صدای شکسته:



سلام دوستان نهایت عزیزم ! با عرض معذرت که نتوانستم در طول این چند مدت مطالب جالب و جدید را در خدمت شما دوستان و خواننده گان عزیز قرار دهم. انشأالله به زودترین فرصت در خدمت تان قرار خواهم گرفت. و از همه آن عده عزیزانیکه به من ایمیل فرستادند اظهار امتنان مینمایم. موفق و شاد باشید.
نويسنده: محبوب خالقی مورخ: دوشنبه هجدهم خرداد 1388 در ساعت: 13:45
|+|



به دل مهر تو دارم

 


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 در ساعت: 14:40
|+|



امشب به یادت

 

فریاد

کی رفته ای از یادم هنوز

کی عشق تو کرد بر بادم هنوز

کی بی خیالت من زنده ام

با یاد تو من آبادم هنوز

تو بودی و هر لحظه عشق بود

تو رفتی و دریای دردم هنوز

تو بودی و شب چراغان بود

تو رفتی و روزم شام است هنوز

با تو خزانم شگوفان بود

بی تو همچو شمع نیمه جانم هنوز

با تو همه هست و بودم بود

بی تو زنده بودن حرام است هنوز

کی رفته ای از یادم هنوز

کی عشق تو کرد بر بادم هنوز


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 در ساعت: 14:51
|+|



کی رفته ای از یادم

 

دوستت دارم


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: پنجشنبه دهم بهمن 1387 در ساعت: 10:31
|+|



قطره اشک

 

قطره اشک

مرا چون قطرۀ اشکی

مرا چون قطرۀ اشکی ز چشم انداختی رفتی
تو هم ای نازنین قدر مرا نشناختی رفتی

 
به چندین آرزو چون سایه در پای تو افتادم
ولی دامن فشاندی قد بناز افراختی رفتی


مرا عشق تو فارغ کرده بود از دیگران اما
تو سنگین دل ز من با دیگران پرداختی رفتی


تمنای نگاهی داشت دل از چشم مست تو
تغافل کردی و کار دلم را ساختی رفتی


ندادی آشنایی چون گذشتی از کنار من
تو ای بیگانه خو گویی مرا نشناختی رفتی

 
ز چشمم رفت بی او روشنایی وز پی اش ای اشک
تو هم زین خانهء تاریک بیرون تاختی رفتی


اگر آرام ننشینی به خاکت افگنم ایدل
همان گیرم که در پایی سر و جان باختی رفتی


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 در ساعت: 10:21
|+|



فرشته ی تنهایی هایم

تنهایی من

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود 

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

آنچنان مهر تو ام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود از دل و از جان نرود 


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 در ساعت: 10:51
|+|



مرا دوباره به عشقت . . .

امیدوار مکن

  مرا دوباره به عشقت امیدوار مکن

  دل شکسته ام ای دوست بی قرار مکن

  تنی که دیگر از این بیشتر توانش نیست

  برای شادی یک لحظه داغدار مکن

  برو برو که به بیهوده انتظار کشید

  برای کشتن این کشته انتظار مکن

  بس است این همه عمری که با تو سر کردم

   دلم به درد و غم تازه سر دچار مکن

   به من غریب مشو تا وطن فغان نکند

   مرا برای خدا دور از این دیار نکن


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: شنبه سی و یکم فروردین 1387 در ساعت: 12:6
|+|



حدیث جوانی

حدیث جوانی

حدیث جوانی

اشكم ولي بپاي عزيزان چكيده ام
خارم ولي به سايه ي گل آرميده ام
با ياد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق
همچون بنفشه سر بگريبان كشيده ام
چون خاك در هواي تو از پا فتاده ام
چون اشك در قفاي تو با سر دويده ام
من جلوه شباب نديدم بعمر خويش
از ديگران حديث جواني شنيده ام
از جام عافيت مي نابي نخورده ام
وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام
موي سپيدم را فلكم رايگان نداد
اين رشته را به نقد جواني خريده ام
اي سر و پاي بسته به آزادگي مناز
آزاده من كه از همه عالم بريده ام
گر ميگريزم از نظر مردمان رهي
عيبم مكن كه آهوي مردم نديده ام

 حدیث جوانی


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 در ساعت: 11:58
|+|



برگ خشکم

 

من رانده ز میخانه ام

زبس به یاد تو

 

زبس به یاد تــــو هــر شب خـــدا خـــدا کردم

بـــه بارگاه خـــدا محشــری به پــــا کــــــردم

بیاد دامنت افتـــــــادم چـــــــو طفـــل یتیـــــــم

ســری به زانـــوی غم بـــرده گــریه ها کـردم

 

برگ خشکم


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 در ساعت: 10:38
|+|



تنهایی

 

    زنده گی ام

                به تنهایی

                         گذشت و میگذرد

تنهایی 

   با غم

           و

            درد و جدایی

                     گذشت و میگذرد

 


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: یکشنبه یازدهم فروردین 1387 در ساعت: 11:56
|+|



منو ببخش

 

عاشقت شدم

دوستت دارم

اگه تو رو دوست دارم خيلی زياد، منو ببخش
اگه تويی اون که فقط دلم می خواد، منو ببخش
*****
اگه دلم تنگ می شه خيلی برات، منو ببخش
اگه نگام گم می شه تو شهر چشات، منو ببخش
*****
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
اگه همش پيش همه بهت می گم دوست دارم
*****
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چينم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بينم
*****
منو ببخش اگه برات، ميميرم و زنده می شم
اگه با اين ديونگی هام، پيش تو شرمنده می شم
*****
منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جای تو می گم شما
*****
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کمم
تو يه فرشته ای و من، خيلی باشم يه آدمم
*****
منو ببخش، من نمی خوام تو رو به ماه نشون بدم
نشونی تو، نه به شب و نه دست آسمون بدم
*****
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی، زيادی عاشقت شدم


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: پنجشنبه دوم اسفند 1386 در ساعت: 11:12
|+|



با وفای من

 

گل شقایق

 

این دل من، این جان من، این دیده من فقط براه تو و در آرزوی تو است، تو دنیای منی... ترا از تمام زیبائی های عالم بیشتر دوست دارم و دلم فقط برای تو و عشق تو می طپد. زیرا یگانه معبودم توئی.. گل شقایق نشانه ئی از عشق شور انگیز عاشق است بمعشوق و نشانه طپیدنهای قلب اوست. در آرزوی دیدار معشوق.

 

گل شقایق 


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 در ساعت: 16:0
|+|



فرشته تنهایی هایم سلام

 

ایستگاه بهشت

ايستگاه بهشت ....

از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود

در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ؛ كسي پياده مي شد

قطار مي گذشت و سبك مي شد

زيرا سبكي قانون خداست

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت عاقبت به ايستگاه بهشت رسيد

پيامبر گفت:

اينجا بهشت است و من شادمانه بيرون پريدم

اما تو پياده نشدي و من نفهميدم

قطار رفت و دور شد

و من از فرشته ايي پرسيدم ؛ مگر اينجا آخرش نيست

و او گفت:

نه قطار به سوي خدا مي رود

و خدا به آنان مي گويد :

درود بر شما ؛ راز من همين بود

آن كه مرا مي خواهد در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد

و من ؟؟.....

  بر لبانت كلام سكوت و در نگاهت غزلهاي خدا حافظي جاري است. كاش مي دانستي كه وجودت چگونه در اعماق قلبم ريشه دوانيده كه جدايي از توبرايم به معناي مرگ و نابودي است؛ اما با اين حال به تو ميگويم برو چرا كه دست تقدير كتاب سرنوشت تو را اينگونه ورق زده است .

به اميد روزي كه سكوت عشق من شكسته و آواز دل انگيز آن در فضاي غم زده دلم بپيچد. 

                          ( ف. ج) 


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 در ساعت: 14:54
|+|



دوستت دارم

 

انتظار

 

 هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری و هرگز از تو رنجور نخواهم شد، چرا که تو را دوست دارم ، دیوانه وار عاشقت شدم چرا که مهربانی را در وجودت دیدم، با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم نه تو از عشق من دست میکشی و نه قلب من از عشقت رو گردان میشود، سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره یی کنی فرسنگ ها راه خواهم پیمود چرا که شب عشق بسیار طولانی است و قلبم در آرزوی تو میسوزد آنگاه که از برابر دیده گانم دور شوی خورشید وجودت پنهان میگردد و ابر های غم و اندوه مرا در بر میگیرند و به دنیای غریبی میبرد همیشه در قلبم حضور داری به عشقت زنده گی ام را گل باران کرده است، تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کردم. عشقم همیشه به انتطار بازگشتت خواهم بود.

 

 


نويسنده: محبوب خالقی مورخ: پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 در ساعت: 12:15
|+|